در محضر استاد جوادی آملی

#در_محضر_استاد_جوادی_آملی

🍃برخی در خودرو خود قرآن می گذارند و با بسم الله شروع به حرکت می کنند اما تخلف رانندگی مرتکب می شوند اینان باید بدانند هرگز برای انجام یک کار حرام بسم الله نمی گوییم بلکه کسی که با نام خدا کاری را آغاز می کند باید تا پایان کار، خدایی بودن آن را حفظ کند ..


خود را بسازید تا وزن پیدا کنید

#حکایت_خوبان

خود را بسازید تا وزن پیدا کنید
ايشان برای بیان تجربه‌های معنوی‌اش توانایی شگرفی در مثال زدن داشت... در سال‌های مدیریتم بر مرکز پژوهش‌های مجلس، یک‌بار ایشان را برای سخنرانی دعوت کردم. موضوع بحث، ضرورت تدوین علوم انسانی اسلامی و خودسازی بود. در اثنای سخن، دو لیوان یک‌بارمصرف را از میان دسته‌ای لیوان که عادتاً روی تریبون خطابه گذاشته می‌شود، جدا کرد. خب، طبیعی است، حتماً تشنه‌اش شده است و می‌خواهد از پارچ آبی که پیش روی سخنران گذاشته‌شده است، آبی بریزد و بنوشد. اتفاقاً او همین روال را پیمود و یکی از دو لیوان را پر کرد و به صحبتش ادامه داد. همین‌طور که داشت رشتۀ سخن را پی می‌گرفت، فوتی کرد و لیوان خالی از روی تریبون به زمین افتاد! لحظاتی سکوت کرد تا بر تعجب حضار افزوده شود و سپس گفت: «اگر توپر نباشید، کوچک‌ترین بادی شما را ساقط می‌کند. خود را بسازید تا وزن پیدا کنید و طوفان هم نتواند از جا به درتان کند.»
منبع: خبرگزاری مشرق
راوی: احمد توکلی
آیت‌الله محی‌الدین حائری شیرازی

می‌خواهم که تو نباشی!

#حکایت_خوبان

می‌خواهم که تو نباشی!
مدرس مردی بسیار سخت‌کوش و پیگیر بود. مأیوس نمی‌شد و دست از مقاومت نمی‌کشید. حتی پیروزی رضاشاه هم او را مرعوب نکرد و پیوسته به شکل علنی اعلام می‌کرد که با حکومت او از اساس مخالف است. روزی که رضاخان یقه این پیر خسته را گرفت و او را با خشم به کنج دیوار زد و فریاد کشید: «سید! آخر تو از جان من چه می‌خواهی؟» مرحوم مدرس بی‌آنکه ذره‌ای ترس به دل راه بدهد، با لهجه شیرین اصفهانی جواب داد: «می‌خواهم که تو نباشی!»
منبع: تارنمای نوید شاهد
آیت‌الله سیدحسن مدرس